اسمتون...
فقط یه "ت" با آسمون فرق داره.
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 15:55 توسط لافکادیو
|
..
چه شاتِ قشنگی گرفتم .........
از چشات.
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 16:40 توسط لافکادیو
|
دلم دیگه جزو اموال غیر منقول عشق
شماست.......
+
نوشته شده در پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 4:3 توسط لافکادیو
|
کجا گذاشتمش؟
زمین را می چرخاند زیر نور خورشید ....
به دنبال تو.
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 11:9 توسط لافکادیو
|
ناز چشاتو میکشم.... میکشم... می کشم ...
تا .......
برسه به آخر عمرم.
------
پ.ن: از هر چی......... استعفا می دم.
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 9:25 توسط لافکادیو
|
هرکجای ذهنم که دابل کلیک میکنم...........
پنجره ی چشای تو وا میشه.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 20:27 توسط لافکادیو
|
لکنت زبان هم بهانه خوبی است ..........
برای مزمزه کردن اسمت.
+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 14:3 توسط لافکادیو
|
شهرداری ادبیات....
وامانده
در
طرح ِ
فضای سبز چشمانت...
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 12:10 توسط لافکادیو
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 18:23 توسط لافکادیو
|
تو رو خدا...
......
آفریده که فقط منو آتیش بزنی؟
----------------------
یه مدتی نیستم............
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 11:28 توسط لافکادیو
|